از مشاوران باتجربه بپرسید چه چیزی فروش هنگام طلاقی را که تمیز به سرانجام میرسد از فروشی که ماهها کش میآید و برای هر دو طرف گران تمام میشود جدا میکند، و پاسخ بهندرت شرایط بازار یا استراتژی قیمتگذاری است. تقریباً همیشه همان دو ویژگی است: صبر، و آمادگی برای انعطافپذیر ماندن.
هر دو دقیقاً وقتی دشوارند که بیشترین اهمیت را دارند. جدایی باعث میشود آدم بخواهد همهچیز فوراً حل شود، و باعث میشود سازش شبیه باختن بهنظر برسد. درک اینکه چرا این ویژگیها از نظر مالی، نه فقط عاطفی، اهمیت دارند، حفظکردنشان را بهمراتب آسانتر میکند.
چرا صبر، بهمعنای واقعی پول، سود میدهد
گرانترین تصمیمها در یک فروش هنگام طلاق تقریباً همیشه تصمیمهای شتابزدهاند.
فروشندهای که بیتاب تمامشدن است اولین پیشنهاد رسیده را میپذیرد، گاهی دهها هزار دلار کمتر از آنچه چند هفته بازاریابی درست میتوانست بسازد. فروشندهای که اصرار دارد پیش از آمادهشدن خانه آگهی کند، دو هفته صرفهجویی میکند و بسیار بیشتر از آن را در ذهنیت خریدار از دست میدهد. فروشندهای که پس از ده روز آرام خواهان کاهش فوری قیمت میشود، به هر مشاوری که آگهی را دنبال میکند پیام ضعف میدهد.
هر خانه ریتمی در فروش خود دارد. آمادهسازی زمان لازم خودش را میبرد. خریداران باید ببینند، فکر کنند و اغلب دوباره ببینند. پیشنهادها در الگوهایی میآیند که مشاوران باتجربه میتوانند بخوانند. تحمیل زمانبندی به این فرایند تقریباً همیشه هزینه دارد، و در طلاق، آن پول میان دو نفری تقسیم میشود که هر دو برای فصل بعدی زندگیشان به آن نیاز دارند.
صبر یعنی انتظار منفعلانه یا امتناع از تطبیق با بازاری که بهروشنی حرفش را زده نیست. یعنی اجازه دادن به یک استراتژی خوبساختهشده تا مسیرش را طی کند، پیش از آنکه نتیجه بگیریم شکست خورده است.
انعطافپذیری واقعاً کجا اهمیت دارد
انعطافپذیری در فروش هنگام طلاق بهمعنای کوتاهآمدن نیست. بهمعنای تشخیص تفاوت میان چیزهایی است که ارزش ایستادگی دارند و چیزهایی که فقط چون همسر دیگر آنها را میخواهد مهم بهنظر میرسند.
جاهایی که انعطافپذیری معمولاً یک معامله را نجات میدهد:
- تاریخ تکمیل معامله. خریداری که سه هفته بیشتر لازم دارد در حال حمله به شما نیست. پذیرش آن میتواند قویترین پیشنهاد روی میز را حفظ کند.
- برنامه بازدیدها. اگر یکی از همسران هنوز در خانه زندگی میکند، رد کردن بازدیدهای عصر و آخر هفته بیشتر خریداران شاغل را حذف میکند.
- تعمیرات جزئی پس از بازرسی. رد کردن یک اعتبار کوچک از سر اصول، مرتباً معاملهای قطعی و هفتهها زمان بازاریابی مجدد را از فروشندگان میگیرد.
- مبلمان و محتویات. بهتر است اقلام مورد اختلاف به وکلا سپرده شود تا اینکه اجازه دهیم تکمیل معامله را به تعویق بیندازد.
- تعدیل قیمت. اگر چهار هفته بازاریابی جدی بازخورد یکدستی مبنی بر بالا بودن قیمت تولید کند، بازار دارد به شما اطلاعات میدهد، نه توهین.
دام استفاده از خانه برای تسویهحساب
مخربترین الگو در فروشهای هنگام جدایی زمانی است که خانه دیگر داراییای برای تقسیم نیست و به ابزار یک دعوای بزرگتر تبدیل میشود. یکی از همسران پیشنهادی قوی را رد میکند چون دیگری از آن حمایت کرده. یکی امضا نمیکند چون این آخرین نقطه فشار باقیمانده است.
نتیجه مالی این کار کاملاً قابلپیشبینی است. هزینههای جاری انباشته میشود، وام، مالیات، بیمه و قبوض خانهای که هیچکس نمیخواهد نگهش دارد. هزینههای حقوقی بالا میرود چون وکلا وارد اختلافاتی میشوند که طرفین میتوانستند خودشان حل کنند. آگهیهایی که میمانند کهنه میشوند، و آگهی کهنه پیشنهادهای پایینتر جذب میکند.
هر دو همسر، تقریباً به یک اندازه، از یک صندوق واحد ضرر میکنند.
راههای عملی برای صبور و منعطف ماندن
- قواعد پایه را پیش از آگهی توافق کنید، وقتی احساسات آرامتر است، محدوده قیمت، شرایط تعدیل، قواعد بازدید، بودجه تعمیر.
- تصمیمها را از یک مشاور بیطرف عبور دهید بهجای مذاکره مستقیم همسر با همسر.
- یک نقطه بازبینی از پیش تعیین کنید: «اگر پس از چهار هفته پیشنهادی نداشتیم، قیمت را بازبینی میکنیم.» یک شرط از پیش توافقشده بحث را حذف میکند.
- پیش از رد کردن چیزی از سر اصول بپرسید «آیا این برای من هزینه مالی دارد یا فقط حس باخت میدهد؟»
- اختلافات حقوقی را به وکلا بسپارید تا خود فروش بتواند به حرکت ادامه دهد.
هیچکس با ذخیرهای اضافی از صبر وارد یک جدایی نمیشود. اما از میان همه چیزهایی که در جریان یک فروش هنگام طلاق در کنترل شماست، این دو ویژگی بیشترین اثر را بر آنچه هر دوی شما با خود میبرید دارند.
رامین آذر بیش از ۲۰ سال تجربه را به فروش املاک هنگام طلاق در ریچموندهیل، مارکهام، وان و نورثیورک میآورد. یک گفتوگوی محرمانه و بدون تعهد ترتیب دهید.
صرفاً اطلاعات عمومی، نه مشاوره حقوقی. درباره شرایط خود با یک وکیل خانواده در انتاریو مشورت کنید.