وقتی زوجی جدا میشوند، انتخاب مشاور املاک اغلب در مقایسه با هر آنچه در حال رخدادن است، تصمیمی اداری و کماهمیت بهنظر میرسد. بهندرت چنین است. فروش هنگام طلاق از مشاور کارهایی میطلبد که یک آگهی معمولی هرگز نیاز ندارد، و مشاوری که پیشتر آن را انجام نداده، معمولاً روی معامله شما یاد میگیرد، به هزینه شما.
دو مشتری که ممکن است توافق نداشته باشند
در یک فروش معمولی، مشاور از فروشندگانی که هدف مشترکی دارند دستور میگیرد. در یک جدایی، ممکن است از دو نفری دستور بگیرد که درباره قیمت، زمانبندی، اصل فروش، و اینکه چه کسی منطقی رفتار میکند اختلاف دارند.
مشاور باتجربه این را انتظار دارد و از روز اول ساختار کار را بر همین اساس میچیند: اطلاعات یکسان به هر دو همسر و همزمان، تأیید کتبی تصمیمات، و استدلال روشن پشت هر توصیه تا هیچیک از همسران گمان نکند مشاور در خفا برای دیگری کار میکند. مشاور کمتجربه، اغلب با نیت خوب، بهسمت همسری که بیشتر ارتباط میگیرد متمایل میشود، و لحظهای که دیگری متوجه شود، اعتماد فرو میریزد و فروش متوقف میشود.
ارزشگذاری وزن حقوقی دارد
در فروش معمولی، قیمتگذاری بیش از حد وقت شما را میگیرد. در طلاق، ارزش خانه وارد پرداخت تعدیل میان همسران میشود، بنابراین عددی که مشاور ارائه میدهد میتواند بر یک تسویه حقوقی اثر بگذارد.
مشاور باتجربه در فروشهای هنگام جدایی میداند که باید تحلیلی قابلدفاع از فروشهای واقعاً مشابه بسازد، استدلال را مستند کند، و صریح بگوید وقتی انتظار یکی از همسران را بازار پشتیبانی نمیکند، حتی وقتی این حرف خوشایند نیست. مشاورانی که با این حساسیت آشنا نیستند گاهی برای گرفتن آگهی عددی خوشبینانه اعلام میکنند، که در این زمینه میتواند آسیب مالی واقعی بزند.
همکاری در کنار وکلا
فروشهای هنگام طلاق وکلای خانواده از هر دو طرف، گاهی میانجیها، و گاه دستور دادگاهی را که نحوه فروش خانه را مشخص میکند درگیر میکنند. مشاور باتجربه میداند چگونه هر دو وکیل را بهدرستی در جریان بگذارد، چه زمانی یک تصمیم پیش از اقدام نیازمند تأیید حقوقی است، و چگونه در چارچوب یک فرایند دستور دادگاه بدون تجاوز از حدود خود کار کند.
مشاورانی که در این فضا کار نکردهاند معمولاً یا وکلا را کاملاً دور میزنند، که بعداً مشکلساز میشود، یا دچار تردید میشوند و فروش را اصلاً به جلو نمیبرند.
احتیاط، و درک موقعیت
خریدارانی که متوجه شوند فروش ناشی از طلاق است، اغلب با این فرض که فروشندگان مستأصلاند پیشنهاد خود را پایین میآورند. مشاور باتجربه ملک را بر پایه ویژگیهای خودش بازاریابی میکند و شرایط پشت فروش را داوطلبانه بازگو نمیکند.
یک بُعد انسانی هم وجود دارد. مشتریان در حال جدایی اغلب سختترین سال زندگیشان را میگذرانند. تشخیص اینکه چه زمانی کسی به پاسخی صریح نیاز دارد و چه زمانی به کمی صبر، در این کار یک مهارت جانبی نیست، در مرکز این است که آیا معامله سرپا میماند یا نه.
پرسشهایی که پیش از استخدام ارزش پرسیدن دارند
- چند فروش هنگام جدایی را مدیریت کردهاید؟ بهدنبال نمونههای واقعی باشید، نه اطمیناندادن مبهم.
- چگونه با هر دوی ما ارتباط برقرار میکنید؟ پاسخ باید یک سیستم مشخص را توصیف کند، نه «همه را در جریان میگذارم».
- اگر بر سر قیمت یا یک پیشنهاد اختلاف داشتیم چه میشود؟ پاسخ خوب شامل فرایند مستند و ارجاع به وکلاست، نه انتخاب یک طرف توسط مشاور.
- با خریدارانی که میپرسند چرا میفروشیم چگونه برخورد میکنید؟ پاسخ باید از موضع مذاکراتی شما محافظت کند.
- آیا با وکلای هر دوی ما همکاری میکنید؟ این باید یک «بله» صریح همراه با توضیح روشن باشد.
چرا ارزش این دقت را دارد
زوجهای در حال جدایی معمولاً در تلاشاند تعارض را کم کنند و از داراییشان محافظت کنند. مشاور درست از هر دو هدف پشتیبانی میکند، فروشی که خوب اداره شود یک منبع دائمی بحث را حذف میکند و نتیجه خالص قویتری برای تقسیم میسازد. مشاور نادرست در بدترین زمان ممکن جبههای تازه به تعارض اضافه میکند.
رامین آذر نمایندگی بیطرفانه املاک هنگام طلاق را در سراسر ریچموندهیل، مارکهام، وان و نورثیورک ارائه میدهد و در کنار وکلای خانواده هر دو همسر کار میکند. یک گفتوگوی محرمانه را آغاز کنید.
صرفاً اطلاعات عمومی، نه مشاوره حقوقی. درباره شرایط خود با یک وکیل خانواده در انتاریو مشورت کنید.